باور های اسطوره ای
اکثرروشنفکران ما عادت کرده اند که با کپی کردن از روی دست هم در آسیب شناسی عقب ماندگیها و مصیبتهای ما با قیافه ای حق به جانب با ترسیم و مرزبندی قابل تشخیص و مطمئنی تمام این وضعیتهای بحرانی و نگران کننده را ناشی از یکی دو اشتباه تاریخی می دانند وبا چند کلان روایت که مو لای درزش نمی رود نسخه ای برای نجات خلق ستمدیده می نویسند
بی اینکه با دقت جدی به این مساله توجه کنند که این موقعیت فعلی فرایند تجربه فرهنگی طولانی است که در بسیاری از موارد خود ما نیز در آنها نقش نداشته ایم (منظورم تائید تئوری توطئه نیست )اما نمی شود منکر حضور و دخالت مجموعه ای از دلایل درونی با همراهی دلایل بیرونی در شکل گیری حال و روز فعلی انسان ایرانی شد
فکر می کنم یکی از مسائلی که روح جمعی ما از فقدان آن رنج می برد و وجود آن شاید بتواند در برون رفت از این وضعیت به ما کمک کند داراز مدت و متکثر فکر کردن است غالب ما انسانهای کوتاه مدتی هستیم
هر راه حل کوتاه مدتی که ادعای از بین بردن مشکلات را توسط گروهی محدود با اقداماتی محدودتر را دارد فریبی بیش نیست؛فکر می کنم واقع بینی مهمترین چیزی است که ما در این مقطع به آن نیاز داریم
و این واقع بینی باید ما را وادارد که به رغم همه شکنندگی ها خودرا عادت بدهیم که دراز مدت فکر بکنیم و از فراموشی فاصله بگیریم ؛ فراموشی واکنشی است به خطرات و تهدیدات ناشی از بی ثباتی اجتماعی و ترس از آینده هنگامی که هیچ افقی در مقابلمان برای مقابله با این تهدیدات نیست فراموشی تنها راهی است که انتخاب می کنیم
باور داشتن به اینکه حوزه سیاسی عاملی برای تغیر و برون رفت است باوری اسطوره ای است که هیچ واقعیت تاریخی آن را تائید نمی کند ؛ مساله ای که باعث تغیر جوامع (و حتی حوزه سیاسی) می شود دگرگونی سازو کارهای لایه های پایه ای جامعه و قدرت گرفتن گروههای نادیده گرفته شده اجتماعی مثل زنان ؛ جوانان و خرده فرهنگها و سازمانهای غیر دولتی به عنوان آلتر ناتیوی برای جایگزینی دولت است |